Friday, January 16, 2009

نظریات درمورد احیای مجدد ح د خ ا





نظریات درمورد احیای مجدد ح د خ ا
درود بی پایان به شما رفقای ارجمند که توانستید بیرق سرخ حزب پرافتخارطرازنوین زحمتکشان افغانستان راکه بانام رهبرآن زنده یاد ببرک کارمل پیشوای زحمتکشان افغانستان پیوند دارد برافراشته نگهدارید
افتخارات حزب دموکراتیک خلق افغانستان درطی مبارزاتش چشمگیر وثبت تاریخ میهن وجهان گردیده که حتی دشمنان آن نمیتوانند ازآن چشم پوشی نمایند ودست آورد های قابل لمس آن در منطقه ،مرتجعین داخلی و ارتجاع بین المللی در راس آن امریکای جنایت کار وروسیای تاریخ راکه منافع خود را در قاره آ سیا در خطر احساس نمودند به لرزه در آ ورد
با استفاده از میتود،تکتیک ،روش وتبلیغات فریبنده به خاطراغوا نمودن ذهنیت عامه وصد راه پیشروی فعالیت های حزب پر افتخار ما در منطقه ودر پی نابودی و تضعیف نهضت های ملی وبین المللی اقدام وبا نصب نمودن شبکه های جاسوسی ،پروپاگندی واطلاعاتی در کشور های اروپای غربی ،آسیائی، افریقائی هم پیمانان شان پرداختند که المان غربی ٢٠٠ دستگاه تبلیغاتی ٢٤ ساعته را در اختیار داشت و به لسان های مختلف نشرات آنها کره زمین را تحت پوشش قرار داده بود که در یکی از سفر های کاری ام در سال ١٣٦٣در المان شرق که غرض عقد قرار داد استدیو های رادیو تلویزیون افغانستان با المان شرق با همرائی هیئت بخش تخنیکی توظیف شده بودم ، وزیر اطلاعات ورادیو تلویزیون المان شرق با افشا نمودن فریکونسی های تبلیغات غرب بالای موضوع روشنی انداخت در حالیکه رادیو تلوزیون افغانستان ما در آن زمان صرف یک دستگاه تلویزیونی ١٠٠ کیلو وات ٣ دستگاه رادیوئی ١٠٠, ٥٠ و٢٥ کیلواته ویک دستگاه شمشاد ٢٤ کاناله که ۴کانال آن تلویزیونی٨ کانال رادیوئی و١٢آن فکس وارتباط تیلفونی بودکه با پخش برنامه تلویزیونی ٦ ساعته وپخش برنامه ١٨ ساعته رادیوئی آنهم پروگرام های خبری ، کلتوری،فرهنگی ، تفریحی وسیاسی انتشار میگردید در اختیار داشت وبخاط خنثی نمودن تبلیغات زهر آگین دستگاهای جهنمی اروپای غربی ، امریکائی،وکشور های ایران وپاکستان کدام دستگاه مشخص در اختیار نداشتیم واعضا ء سرسپردگان حزب بود که از طریق حوضه های حزبی ،امنیتی واطلاعاتی دسایس دشمن را در داخل کشور تعقیب کشف وبه مراجع مسئول رجعت داده می شد،دشمنان حزب با ماسک قلابی وفریبنده وسوء استفاده از مردمان پاک دیانت ما تبلیغات مذهبی را شعار خود قرار داده ودر قراء وقصبات مردم هارا تحدید ومجبور میساختند تا فرزندان شان را بنام جهاد درجبهه بفرستند ویا اینکه پول فراوان در بدل به پردازند وامریکای جنایت کار بود که بن لادن را در قندهار با ٦٠٠٠٠ جواسیس تا دندان مسلح بنام اینکه دین در خطر است فرستاد واز جانب دیگر با مصارف گذاف یکتعداد خائنین وجواسیس کشور را در لباس حزبی در افغانستان واتحاد شوروی خریداری تا علیه رهبری حزب اقدام و زنده یاد ببرک کارمل مجبور ساخته شد تا کنار رود ونام ح د خ ا را بنام حزب وطن تبدیل گردید درحالیکه حزب وطن غیر قانونی وهیچگونه ارتباط با ح د خ ا نداشت با برنامه های مشخص وپیرو
آ یدیالوجی ماوئیزم بود که ٧٣ سال قبل توسط محمودی وداکتر غبار اساس گذاشته شد وارگان نشراتی شان بنام شعله جاوید از طرف چین رهبری میگردید واکثریت اعضای شان در دوره ح د خ ا مخفی وبا اخوان یکجا شده
در مخالفت شدید قرار داشتند که مسعود جز همان دسته بود ویکتعداد آن از طریق تلویزیون آریانای مسکین یار و پیام افغان گروه افغان ملیت ها با ماسک اخوان به تبلیغات سوء علیه حزب ما توسط امیری،خطاب ویکتعداد یاوه سرایان صورت میپذیرد وبه همین ترتیب فرکسیون های داخل حزب که روز شان با حزب وشب شان با گلبدین بود با طرح مش مصالحه ملی خواستند که دیگر حزبی بنام ح د خ ا وجود نداشته باشد وقرار بود که با دشمنان حزب یکجا شده به بقای عمر خود به افزاید که چنین فیصله را اخوان ، پاکستان وبنیسوان نماینده ملل وامریکا قبول نکردند وخواستند تا نجیب از قدرت کنار رود که از هر دوطرف رانده شد ونزد عبدالرشید دوستم رفت که در خواب شتر سفید وحضرت علی را خواب دیده که آنهم دردش را دوا نکرد وفرار را ترجیح داده خواست که با طیاره بنیسوان به هند پناهنده شود که از طرف دلیر مردان وشیران حزب توقف ومانع رفتن آن میشوند که سازماندهی موفقانه صورت پذیرفته بود و برایش تذکر میدهند که نظر به مصاحبه های تلویزیونی شما تنها نیستید ٢ ملیون اعضاء حزب دارید باید ٢ملیون اعضاء حزب را اول به دریای گنگاه وجمنا انداخته بعدا فرار کنید تا اینکه مثل امین که در برابر حزب ورهبر خود شادروان ترکی موسس حزب خیانت کرد به جزای عمل خود رسید وهر آن کسیکه در برابر ح د خ ا قرار بگیرد به جزای خود رسیدنی است مثلیکه محمد داود را به جزا رسانید وبا خوانواده اهل یحیی خاتمه داده شد وهر عضوء حزب به بیراحه برود مثل فرعون به دیوانگی مبتلاوجزای خودرا می بیند زیرا شرایط قبولیت عضویت حزب قسم به شرف حیثیت وناموس است تا خیانت در برابر حزب ومردم نه نماید
گرباچوف سگ زنجیری امریکا بنام آزادی ودموکراسی انحلال حزب را به تصویب رساند وسر مایه هنگفتی را دریافت نمود که بنام فوند گرباچوف در جرمنی خوش خدمتی مینماید درحالیکه معاش آن به اندازه ئی بود که خودش وفامیلش تامین میگردید
بوش مرتد وخاین با بهانه اینکه دستگاهای ذروی در عراق موجود است ، چه جنایات صورت پذیرفت ودولت مقتدر صدام حسین رابا خاندانش از بین برد ومردم را به خاک وخون نشاند که صد سال را دربر میگیرد تا در حال اولی خود بر گردد وچه جنایات انسانی از طرف صیهونیزم بالای فلسطین صورت میپذیرد که قلب هر بیننده را تکان وآب چشم جاری میگردد و حال در افغانستان بنام القاعده وطالب وبر قراری به اصطلاح دموکراسی چه کشتار وجنایاتی است که انجام میدهند وفروخته شده گان دین ،ناموس وجدان ووطن هنوز هم در حال تبلیغ هستند که امریکا وکشور های غربی بخاطر کمک به افغانستان آمده اند وشوری ها به خاطر تهاجم واشغال افغانستان آمده بود که مسئله عکس آن به ملت بیچاره تبلیغ میگردد ولی احساس وشعور هر انسان وهر فامیل که در افغانستان زیست مینمایند حکم مینماید که در زمان ح د خ ا اکثریت دارای وظیفه دولتی بامعاش بلند وکوپون اضافی وکمک های بیشائبه اتحاد شوروی در تمام عرصه ها وجود داشت که بیش از یک ملیون جوانان در عرصه های مختلف مشغول تحصیل بود وبیش از ٣٠٠٠ پروجه تاسیس گردید ودستگاه های تلویزیونی ورادیوئی به تمام ولایات کشور تاسیس وفعال بود ودستگاه رادوئی ١٠٠٠ کیلوات به ساحه پلچرخی به کمک اتحادشوروی تاسیس وفعالیت مینمود که تمام جهان را احتوا وتحت نشرات و پوشش خود قرار داده بود که در راس صدارت انسان پر انرجی مبتکر وباتقوا رفیق سلطان علی کشتمند قرار داشت که تاریخ نظیر آنرا ندیده وکار های موثری را به نفع وطن ومردم انجام داده انکار ناپذیر است وکنترول مواد اولیه روزانه صورت می پذیرفت که من در شعبه اقتصاد کمیته مرکزی حزب در بخش مواصلات منحیث مربی وکارشناس وظیفه داشتم و وصادقانه بخاطر مردم رنجدیده افغانستان ایفای وظیفه مینمودم و هر روشنفکر ومردم عادی جامعه ،شرایط دوره های
ح د خ ا را با سایر حکومت ها مقایسه وقضاوت مینمایند و به یاوه سرایان تلویزیون های فرمایشی وشبکه های جاسوسی مسکین یار جاسوس سی آی ای امریکای جنایت کار ارزش نمیدهند که درین ٣ دوره قبل از حاکمیت حزب وبعد از حاکمیت حزب قوله میکشند ویکی را به جان دیگری انداخته اند وبا تغیر چهره واستفاده از شیوه های مختلف از آغاز حزب تا کنون به تبلیغات منفی به نفع باداران خود امریکا وانگلیس پرداخته اند
تاریخ ح دخ ا را که محترم اکادمیسن غلام دستگیر پنجشیری عضو کنگره موسس ح د خ ا به مناسبت ٨٠ مین تجلیل از
زنده یاد ببرک کارمل و٤٤مین سالگرد ح دخ ا بوده به رشته تحریر آورده نهایت آموزنده است که باید در حصه چاپ آن توجه و به هزران جلد طبع وبه دسترس تمام اعضای حزب قرار بگیرد ونوشته رفیق سیاوش ورفیق کامور که در مورد برگذاری وتجلیل از ٨٠ مین سالگرد زنده یاد ببرک کارمل پیشوای زحمتکشان و٤٤ مین سالگرد
ح د خ ا در سایت وزین اصالت انتشار یافته مورد تائید ودر حصه انسجام رفقای کنگره موسس ح د خ ا واعضاء بیرو سیاسی ، دارالانشاء اعضاءکمیته مرکزی ,اعضاء علل بدل، اعضاء کمیته های ولایتی،شهری ،ناحیوی تا سطح قرا وقصبات اعضاء رهبری سازمان دموکراتیک زنان افغانستان تا سطح کمیته های ولایتی وشهری ،اعضای رهبری سازمان های جوانان تا سطح کمیته های ولایتی وشهری،اعضای رهبری اتحادیه های صنفی تا سطح کمیته های ولایتی وشهری در طی ٤ دوره رهبری حزب در زمان حاکمیت( شادروان نورمحمد ترکی،حفیظ اله امین،ببرک کارمل ونجیب) که در قید حیات باشند خواهش وتقاضا میگردد تا ٨٠ مین سالگرد زنده یاد ببرک کار مل و٤٤ مین سالگرد ح د خ ا سر آغاز مجدد فعالیت ح د خ ا باشد وتمام پارچه های آن به هر نامی فعلا فعالیت دارند ملغی و تحت رهبری تشکیلاتی اتحاد ووحدت ارگانیک همه جنا های آن حزب به پیش برویم و موضوعات تشکیلاتی وتعین کادر ها به اساس رای گیری آزاد ،علنی ودموکراتیک در جلسه ومحفل باشکوه بدین مناسبت که جشن همه اعضاء ح د خ ا باشد در اول جنوری سال ٢٠١٠ تعین گردد واز موسسین حزب خواهش گردد تا درین راستا کار مجدد خویش را آغاز ونوید مجدد برای اعضاء ح د خ ا باشد وروح گذشته گان رهبران ح د خ ا را که در قید حیات نیستند شاد سازند تا اینکه با اخوان که رفقای مارا یکنیم ملیون معلول وشهید نمودند یکجا شوند وافغانستان را از چنک ارتجاع ملی وبین المللی نجات دهند وتجربه تاریخ حزب نشان داد که راکت کور اخوان در بین اعضاء
ح د خ ا تفکیک نکرد که کدامش خلقی وپرچمی است وکدامش گروه کار ویا سازائی ویا مائوئیست وسایراحزاب مترقی وروشنفکری و این اتحاد بهترین اتحادی خواهد بود که جهان نظیر آنرا ندیده باشد ازینکه هرکدام در تنهائی توهین،تحقیر میشوند وتلویزیون هااز صحبت های هر جناح راکه در میز مذاکره دعوت می نمایند ومصافه هارا بین شان ایجاد وسوء استفاده سیاسی به نفع ارتجاع مینمایند بهترین راه جز اتحاد مجدد است که کار صورت پذیرد ومن فکر میکنم که کمیسیون با ترکیب سه تن از هر جنا ح٤ دوره حاکمیت حزب با جمع موسسین حزب که در قید حیات اند تشکیل گردد و بخاطر پشبرد کاراز محترم اکاد میسن
غلام دستگیر پنجشیری تقاضاء میگردد تا پروسه آنرا تسریع بخشد ودست اندر کاران سایت اصالت که مبتکرین اند همکار درین زمینه باشند.
نباید در مرگ کهنه کاران وسابقه داران ح د خ ا که هرکدام شان در هر موقع ابتکار وفداکاری نموده اند وخودرا گرچه در جمع آنها محسوب نمیدارم ولی از نگاه سن که عمرم به ٦٥ رسیده احساس حقارت دربرابر نوشته شان نموده خونسردی خودرا باید جوانان که آینده سازان ومبتکرین عصر جدید تکنالجی اند بادرایت،برده باری وحوصله مندی موضوعات را دنبال نمایند وازنهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان وحزب متحد ملی گله مندی وجود دارد که چرا سهم خویش را درین عرصه ایفا نه نمودند که از تصامیم خود ،دست اندر کاران اصالت را که مبتکرین اصلی در زمینه برگذاری از تجلیل ٨٠ مین سالگرد زنده یاد ببرک کار مل و٤٤ مین سالکرد حزب بودند واقف نساخته با شتابزدگی تاریخ ٢٨ را تجلیل مینمایند که چنین کار پسندیده نبوده باید که در روز تعین شده کمیسون برگذاری از تجلیل را که رفقای اصالت به عهده ومبتکر آن بودند آ مادگی خود را ابراز و خودرا شریک وهر کدام شان را تشویق وسپاس گذاری مینمودید بهتر ومجلل تر وبه خوشی زیاده تر وامید دهنده تر به فردای جوانان ما که بیرق حزب را بر افراشته نگاه میدارند خاتمه می یافت ودر آن محفل با شکوه وپر عظمت که واقعا جوانان ما کار فراوان انجام داده بودند اشتراک نمودم به جز از رفیق وفا را که من برایش خبر داده بودم ورفیق پولاد را دیدم و رفیق زرغونه جان وحمیده جان راکه همکاران رادیو وتلویزیون من بودند , دیگرچهره های رفقای عزیز نا آشنا بود وبارفیق فضلی جوان با احساس ومبتکر در هنگام تفریح خودرا معرفی واز کار آن رفیق ارجمند که واقعا میتواند در رهبری آینده ح د خ ا قرار بگیرد وشایستگی آنرا دارد تمجید نمودم ورفیق کاون را نیز دیدم ولی باهم صحبت نکردیم وازینکه رفقای سابقه دار را در آن محفل که تشنه دیدار وصحبت های با ارزش شان بودم وبعد ازینکه دریافتم که هزار ها کیلومتر را طی نمودند وبنابر خستگی یکروز قبل نتوانستند ویا اینکه نخواستند به محفل اشتراک نمایند بی اندازه مایوس ,عصبی وبرآشفته گردیدم وبه فکر فرورفتم حتی اشک از چشمانم جاری شد که در آن هنگام عکس من گرفته شده ودر جمع رفقاء همقطار از طریق سایت اصالت انتشار گردیده بود خودرا دیدم که خیلی غمگین بودم وسوال بر انگیز نزد من وتمام رفقای داخل وخارج است که ٦ ماه قبل از تدویر برگذاری ، یکتعداد از رفقای صاحب نظرنهظت فراگیردموکراسی وحزب متحد ملی که از شاخه های شکسته ح د خ ا اساس نامه وبرنامه های شان گرفته شده ، برگذاری از چنین محافل را بنابر عدم شرایط زمزمه نمودند وبعدا در برگذاری محفل دیگری به تاریخ ٢٨ به منظور چه وبرای چه تجمع صورت می پذیرد واگر ساز مان هایشان ارتباطی با ح د خ ا میداشت لازم وحتمی بود که بخاطر بزرگداشت از زنده یاد ببرک کار مل رهبر پر افتخار
ح د خ ا و٤٤ مین سالگرد ح د خ ا اشتراک میورزیدند که چنین نبوده
رفقای سابقه دار ما که یک عمر در رهبری بودند به چنین منفی گرائی مبادرت ورزیدند نهایت جای تاسف وخجالتی به اعضاء حزب است که چنین رهبران را حزب شخصیت داد وبه شهرت رساند که در برابر جوانان امروزی اصلا جوابی نداریم
در اخیر از سایت های اصالت ،مشعل، پندار ونی تقاضاء میشود تا ازطریق خویش درزمینه انتشار آن غرض ابراز نظر و فراهم آوری جواب های مقنع از جانب اشتراک کنندگان تاریخ ٢٨وپشنهاد من به ارتباط بخش تشکیلاتی واز سر گیری فعالیت سیاسی ح د خ ا منت گذارند
دست های هر یک شمارا سخت می فشارم
با درود های رفیقانه
انجینرجمشیدی

Wednesday, January 14, 2009




پیام حمایت انجنیر جمشیدی

..............................

۲۲ دسمبر ۲۰۰۸
رفقای گرامی و ارجمند گرداننده گان سایت وزین «اصالت»


سلام و درود های گرم مرا پذیرا خواهند شد و بالوسیله به تمام رفقای ارجمند ح.د.خ.ا. تقدیم میدارم
از ابتکار، وفاداری، شجاعت و دلیری شما در عرصه تجلیل از هشتادمین سالگرد بزرگ مرد و اندیشمند تاریخ زنده یاد ببرک کارمل عزیز از جانب رفقای گرامی عنوانی سایت «اصالت» شادباش ها و پیام های همکاری و همیاری سرازیر شد و مورد تائید همه رفقای گرامی ایکه به رهبری سالم رفیق کارمل ایمان داشتند فرستاده شد و از جانب سایت «اصالت» انعکاس یافت و کسانیکه موقف خود را در شرایط کنونی در خطر می بینند و تا دیروز به عنوان عضو ح.د.خ.ا. توانستند تا دوگام پیشتر از اعضاء صدیق حزب قدم بگذارند و ازین طریق به مقاصد شوم خود برسند و حزب را از درون انفجار و دست آورد ننگین را به جنایت کاران تاریخ مانند گرباچوف خاین تقدیم نمایند و حال نیز با چنین الفاظ فیلسوفانه و فریبنده ذهنیت های رفقا را میخواهند مغشوش و مانع فعالیت های اتحاد و همبستگی اعضاء واقعی و آرمانی حزب گردند قابل سوال و تشویش نیست و مسلم است که باید چنین سنگ اندازی ها صورت پذیرد و دشمنان حزب به هر لباسیکه خود را به پوشانند تاریخ آنهارا روسیاه و چهره واقعی شان را افشاء میسازد، مثلیکه در تاریخ گذشته جهانی چنین واقعات زیاد صورت پذیرفته ولی انقلابیون واقعی بدون هراس راه خود را ادامه داده اند
جبن، ترس، و معتقد نبودن به ارزش های انسانی یکتعداد از رهبران ناپخته که چند جلد کتاب هارا طوطا وار حفظ و به مقامات بلند حزبی و دولتی راه یافتند و اعضاء حزب را فریب دادند و به تسلیم طلبی رجوع و دولت نیرومند که در منطقه وجود نداشت تسلیم دشمنان مردم افغانستان نمودند که عامل تمام بدبختی های افغانستان همین سست عنصر ها اند و حال ادعا دارند که شرایط تجلیل از بزرگداشت و نام بردن از مردان بزرگ تاریخ ایجاب نمی نماید که خود سوال بر انگیز است که آیا ٤٣ سال قبل شرایط مساعد بود که از لینن کبیر یاد میشد و تجلیل بعمل می آمد و با

بیرق های سرخ به خیابان ها شعار های ضد امپریالستی داده میشد و آیا زمان آن رسیده بود که تحول ثور صورت پذیرد؟؟؟
و مسئله دیگر اینکه انقلابیون به خاطر مبارزه خود انتظار شرایط مساعد را ندارند و میکوشند شرایط را آماده و راه را هموار سازند، بنابران پیشنهاد میگردد که اشتراک رفقای واقعی به تجلیل از یادبود بزرگ مرد تاریخ زمینه پیشرفت و انسجام رفقاء به خاطر منافع والای مردم ستمدیده افغانستان خواهد بود که آنروز را گرامی و تجلیل نمائیم
با درود های گرم رفیقانه
انجینیر جمشیدی












متن بیانیه رفیق سرور عامل بمناسبت گرامی داشت
از هشتادمین سالروز تولد تاریخ مرد بزرگ
.........................................
زنده یاد رفیق ببرک کارمل
.........................................
(رفیق خسرو عامل فرزند برومند رفیق سرور عامل)
:
کاش بودم زان کسان کاندر جهان سازگار آیند با هر خار و خس
یا از آن مردم که گِرد آیند زود نزد هر شیرینی همچون مگس
(محمد تقی بهار "ملکُ الشعراء")
ببرک کارمل شخصیتِ سیاسی نامور افغانستان، منطقه و جهان است که کمتر شخصیتِ سیاسی مشابه اش را
میتوان در دنیای امروز خاصتاً در جهان مترقی و در بین کسانیکه در مکتب سیاسی مارکسیسم پرورده شده اند و آنرا سرمشق زنده گی خود قرار داده اند، سراغ کرد
البته شخصیت های سیاسی و انقلابی فداکاری راه و رسم مکتب سیاسی اندیشه های مترقی را پیش گرفتند و فداکارانه در این راه مقدس تا گذشتن از جان مبارزه کردند و اکنون هم چنین شخصیت های وجود دارد به یقین که در آینده نیز شخصیت های از این قبیل وجود میداشته باشد. سوال مطرح میشود که چرا میان همه شخصیت های رهبری کننده جهان مارکسیسم که عین راه را تعقیب می کنند و بخاطر همان آرمان بزرگ فناناپذیر می رزمند، تفاوتهای وجود میداشته باشد؟
این بخاطری که همه نمی توانند تمام سجایا (کرکتر، اخلاق، شخصیت، فداکاری، وقف، برخورد اجتماعی انسانی، تواضع، موضعگیری انقلابی آشتی ناپذیر با دشمنان طبقاتی، صادق و وفادار بودن به تعهدات خود در خدمتگذاری به زحمتکشان کشورش و زحمتکشان جهان، فهم و اگاهی سیاسی و در خط ایدیولوژی طبقه کارگر و انترناسیونالیزم پرولتاریایی قرار داشتن و تا آخرین لحظات زندگی به این امر صادق و معتقد بودن) که خصوصیات یک انسان مترقی متعهد به اندیشه های پیشرو عصر ما است در خود حفظ کنند. اینها اند سجایای عالی و انسانی یک معتقد پیرو اندیشه های مترقی دوران ساز که تا آخرین دقایق حیات در خود حفظ می کند و بهمین اساس است که او را از دیگر همرزمان هم سطح اش متفاوت و برتر می سازد
رفیق ببرک کارمل بزرگمردی که نه تنها در تاریخ مبارزات سیاسی کشور ما بلکه در تاریخ پرفراز و نشیب مبارزات سیاسی جهان بخصوص در نیم قرن اخیر بحیث یک شخصیت سیاسی طراز نوین در میان دیگر شخصیت های سیاسی مترقی که کمتر نیستند، تعدادی از جهان چشم پوشیدند و آنانیکه هنوز در قید حیات اند، ماندگار است. بعضاً که عقده گشایی می کنند و شخصیت سیاسی او را تحمل نمی توانستند و در رقابت با او در مشکلات مواجه می شدند، متعصبانه، بدبینانه و خشمگینانه او را رهبر عنعنه وی می گفتند و می گویند که محبوبیت اش بخاطر رهبر عنعنه وی بودنش است
باید یاد آور شد که شخصیت شدن کار ساده و آسان نیست و رایگان بدست نمی آید. عرض اندام نمودن
ببرک کارمل بحیث یک شخصیت سیاسی و به شهرت رسیدن وی نتیجه همان مبارزات انقلابی وطنپرستانه و فداکارانه بیش از نیم قرن اش و همه سجایایی میباشد که قبلاً برشمردم و در او دیده میشد و تا آخر عمر آنرا حفظ کرد. با درک و شناخت همین خصوصیات در وجود ببرک کارمل بود که ارتجاع منطقه خاصتاً پاکستان و همچنان دنیای غرب و در قدم اول امریکا او را در رهبری افغانستان تحمل نتوانستند و با حیل گوناگون در صدد دور نمودن وی از رهبری و اخراج از کشور شدند که وسیله تطبیق این توطئه و اقدام خائنانه میخائیل سرگیوویچ گورباچُف شد
چه اتهامات دروغین و ناروایی که به آن شخصیت نسبت می دادند- از روابط با سلطنت گرفته تا مربوط بودن به شوروی. به اتحاد شوروی بخاطری که آنجا حاکمیت کارگران و دهقانان سرنوشت را بدست داشت و ببرک کارمل که مدافع سرسخت کارگران و دهقانان و زحمتکشان کشورش بود و اتحاد شوروی را مدافع زحمتکشان جهان میدانست و خود نیز باین عقیده بود و در دفاع از مظلوم ستمدیده مرز و سرحد نمی شناخت و دفاع انسان زحمتکش را ولو در هر گوشه و کنار دنیا باشد وظیفه و مسئولیت تاریخی خود می پنداشت و دیگران را نیز در این امر توصیه میکرد
ببرک کارمل یگانه نماینده مردم وطنش در ولسی جرگه وقت بود و از همان تربیون پارلمان بود که دولت سلطنتی وقت را نسبت مظالم و زیر پا گذاشتن حقوق حقهء مردمان کشورش بخصوص کارگران و دهقانان و سایر زحمتکشان کشور که سنگینی بار این بیدادگری ها را بیشتر از دیگران به دوش می کشیدند، مورد انتقاد و اعتراض شدید قرار میداد که بیانیه های دو دورهء نمایندگی اش در شورای ملی وقت گواه این حقیقت است
ببرک کارمل که از سرسخت ترین مبارزین مبارزه طبقاتی و معتقد یک جامعه بدون طبقات بود در این راستا و این نبرد برحق از هیچگونه فداکاری دریغ نکرد و زنده گی خود را در این راه وقف کرد. او انقلابی آگاه و مجهز به اندیشه های پیشرو عصر خود بود، واقعاً ببرک کارمل را میتوان مروج اندیشه های مترقی طراز نوین طبقه کارگر در افغانستان دانست. او بود که با بیانیه های پُرشور و انقلابی اش و با صدای رسا، گیرا و دلنشینش مردمان و سامعین تالارها، محافل و جلسات را به هیجان می آورد و ادبیات و اصطلاحات مترقی را بدینوسیله پخش میکرد و در اذهان می نشاند
درک و اعتقاد و آگاهی علمی او به ایدیولوژی طبقه کارگر او را بحیث یک رهبر خردمند به میدان کشید و چون بعضی رهبران انقلابی و وطنپرست عصر خود جایگاه خاص و شایستهء در جنبش مترقی جهانی و انترناسیونالیستی دارد
ببرک کارمل که همیشه نجات زحمتکشان کشورش را از چنگال مظالم و استبداد توصیه می کرد و خود در این امر متعهد بود و بخاطر تحقق آن بیدریغ می رزمید باید توصیه های او را فراموش نکرد و در صدد عملی شدن آن گام برداشت. بخصوص در شرایطی که بار دیگر ارتجاع سیاه وابسته به امپریالیزم بر سرنوشت ملت افغان حاکم است. حاکمیت بیدادگر و فاجعه انگیز، حاکمیت چپاولگر و غارتگر بیشتر از هر وقت دیگر را باید از سر توده های مظلوم و ستمدیده جامعه دور کرد، که مبارزه سرسختانه و بی هراس علیه آن یگانه وسیله تطبیق این امر است. ما باید کمر همت ببندیم به یقین که توده های مردم در انتظار ما اند زیرا کارروائی ها، عملکردها، اهداف و آرمانها، منظور و مقاصد و نیات درونی همه دولت ها و دولتمردان در همین چند دههء اخیر در انظار توده های مردم تجربه شده و از آزمایش زمان گذشته است. همین مردم بودند که جهادی ها را شر و فساد و طالبان را رنج و عذاب نام گذاشتند. روزگاری فرارسید که مردم از رنج و عذاب و از برخورد های خشن طالبان به ستوه امده بودند و هزاران زن و مرد منطقه و تقریباً مجموع جامعه افغانی در انتظار آن بودند تا نیروی تازه دمی ولو از هر جا و از جانب هر کسی باشد جای طالبان را بگیرد و مردم را از شر استبداد طالبان رهایی بخشد
سقوط طالبان و روی کار آمدن حاکمیت جدید که همین اکنون بر سرنوشت مردم حکومت می کند در اوایل مایهء خوشی ملیون ها انسان هموطن ما شد ولی بعدها دیده شد که صرف طالب از کشور رانده شد و بس و دیگر هیچ کدام تغییر اساسی که متضمن زندگی توده های مردم کشور ما باشد بوجود نیامد و مردم بهمان پرابلم و مشکل اقتصادی بخور و نمیر که از آمدن جهادی ها و رفتن طالبان داشتن، هنوز هم گریبان گیرشان است. استقرار حاکمیت وارد شده نه تنها اینکه کوچکترین تغییراتی را در بهبود زندگی مردم بوجود نیاورد بلکه فاجعه بیشتر شد و دولت نتوانست ابتدایی ترین ضروریات زندگی مردم را بخصوص از محکوم ترین اقشار جامعه را مهیا کند
علاوه بر این مشکلات اقتصادی در مناطق دور دست از شهرها و بعضاً در شهرها که تأمین امنیت در آنها دیده نمیشود و احساس نا امنی و نا آرامی روان توده های فقیر جامعه ما را مخدوش مینماید، همه روزه تعدادی از انسانهای وطن (زن و مرد، طفل و کودک) بشکل فاجعه آمیز بوسیله نیروهای مسلح داخلی و خارجی بقتل میرسند
بناً امید بستن به دولت کنونی بخاطر بهبود زندگی مردم و بازگشت صلح و امنیت و آرامش مطمئن در جامعه، رویایی بیش نخواهد بود
پس در همچو اوضاع و شرایط وظایف نیروهای مترقی، وطنپرست و رسالتمند که تعهد خدمتگذاری به توده های مردم و نجات آنها را از این مشکلات داده اند و در تعهد خود انرا تضمین کرده اند، چه خواهد بود؟
مختصراً باید یاد آور شد که یگانه راه نجات جامعه افغانی از این همه فاجعه و نابسامانی، اتحاد و وحدت نیروهای چپ دموکراتیک در یک تشکل واحد بزرگ سراسری کشور است. وحدت طلبی و وحدت خواهی باید صادقانه باشد نه در حرف و بخاطر فریب
آنانیکه صادقانه طرفدار وحدت و اتحاد هستند ولو که این وحدت و اتحاد موجب تغییر مقام و موقف حزبی عدهء از صدر نشینان گردد، نباید ترس و هراس را بخود راه داد. باید جسورانه در امر وحدت همه نیروهای چپ در وهله نخست همان خانواده بزرگ ح.د.خ.ا اقدام کرد
باید خاطر نشان ساخت که (مشروط بودن و اعتقاد داشتن به وحدت سرزمین و وحدت ملی) امکانات بهتر و خوبتر را در نزدیک شدن و قطعی شدن یگانگی همه نیروهای چپ انقلابی در حزب دموکراتیک خلق افغانستان را بوجود می آورد
نباید از این واقعیت انکار کرد که گفته شده: "هیچ یک از تشکیلات جدید نتوانستند حتی با حداقل شرایط ح.د.خ.ا (حزب وطن) از لحاظ فعالیت سیاسی و ساختار تشکیلاتی وارد صحنه سیاست گردند (نوشته ف.ع تحت عنوان "وحدت چپ انقلابی افغانی" منتشره سایت های «اصالت»، آینده و آزادی)
معلوم است که جز یکجا شدن در یک تشکیل واحدِ انقلابی با پراگندگی و با تشکیلات مجزا مبارزه کردن چندان نتیجه نخواهد داشت. آنانیکه در فکر وحدت با جنگ سالاران وحشی و جنایتکار، با دزدان و چپاولگران، با مخربین و ویرانگران نفرین شده استند، باید بدانند که خود نیز شریک جرم آنها شناخته شده و از قضاوت تاریخ در امان نخواهند ماند. در صورتیکه به چنین اقدام خائنانه و معامله گرانه پرداخته شود احساس خواهند کرد که تنها خودشان در کنار جنایتکاران قرار خواهند گرفت
فرزندان صدیق و اصیل ح.د.خ.ا که به آرمانهای آغازین حزب شهیدان و قهرمانان خود متعهد و معتقد اند، نام پاک و افتخارات حزب خود را حفظ خواهند کرد و در همین مسیر به مبارزات خود ادامه میدهند و هیچگاهی به معامله و زدوبندهای خائنانه و فروختن خون شهیدان گُلگون کفن حزب خود گردن نخواهند گذاشت و راه و اندیشه رهبر خِردمند آن ببرک کارمل را که تا آخرین روز حیات با ارتجاع سیاه آشتی ناپذیر بود، تعقیب می کنند
من که همراه با فامیلم سه سال و شش ماه در شهر حیرتان در یک منزل با رفیق ببرک کارمل زنده گی داشتم، هیچگاهی از زبان ببرک کارمل نشنیده ام که گفته باشد با "اشرار بی فرهنگ" وحدت و اتحاد شود. ببرک کارمل وحدت و اتحاد را در جمع آوری تمام نیروهای پراگنده ح.د.خ.ا و سایر سازمانهای چپ که به امر مبارزه طبقاتی معتقد باشند، میدانست
بناً هیچکس نباید بخود حق و صلاحیت بدهد که چنین معامله گری ها را که سابقه طولانی تقریباً دو دهه دارد و از همان بیست سال قبل در زد و بند با گروپ های معلوم الحال اشرار وحشی بودند از نام ببرک کارمل معامله کنند. از نام و آدرس خود به چنین معامله گری ها بپردازند
از زبان بعضی ها شنیده میشود که می گویند، اقدامات در این مورد مشوره و هدایت ببرک کارمل بوده. باید جلو این تبلیغات فریبنده گرفته شود

در اخیر، روح رفیق ببرک کارمل عزیز را شاد و روانش را آسوده می خواهم

سرور عامل
دسمبر ۲۰۰۸

www.esalat.org









Monday, September 29, 2008

اتحاد وهمبستگی
آنچه انسان ها را از همدیگر متمایز می سازد , اخلاق حمیده , فهم ودرک, بردباری وحوصله , خدمت گذاری وصداقت , راستی ودرستی , واقعیت بین وداشتن اندیشه والای انسانی بخاطرحل مشکلات وبیرونرفت
از شرایط بحرانی کشور ونجات توده های ملیونی افغانستان از قید واسارت جنایت کاران تاریخ
.واعماردور نمای جامعه بدون طبقات واستثمار فرد از فرد است
(هزارها انسان متعهد به ارزش های مقام والای انسان به خانه مشترک خویش (ح د خ ا
٤٤ سال قبل از امروز رو آورده حتی جان های شیرین خویش را قربان نمودند که افتخار تاریخ ونام شان جاویدان باد وآنچه بر بازماندگان وتعقیب کنندگان راه انسانی حکم مینماید پیوند ناگسستنی واتحاد تمام صفوف آن ورهبرانیکه در قید حیات اند بیشتر از گذشته ها که تجارب کافی از عملکرد های مثبت ومنفی (ح د خ ا ) دارند بتوانند در رفع نواقص اقدام وبه یک پارچگی با تمام نیرو های ملی و دموکراتیک همنوا ودر باز سازی جامعه اقدام نمایند واگر کشیدگی های درون حزبی , عدم دریافت موقف حزبی ویا دولتی" در زمان قدرت حزب بالای دولت " آنچه توقع میرفت به عقده مبدل شود نه تنها کار پسندیده نیست بلکه شخصیت وتعهدات آ غاز شمولیت حزبی مورد سوال
قرار میگیرد ونه تنها که رفقای خویش را بلکه دوستان واقارب خویش را نیز از خود می رانند
.وخیانتی خواهد بود به اعتماد داشتن در آ ینده وحس بی اعتمادی جایگزین جامعه انسانی خواهد شد
گر چه سخنان تلویزیونی محترم لا یق صاحب را که نزد من منحیث نویسنده والا وشاعر یکتای (ح د خ ا ) وکادر سرشناس وخدمات شایان شان قابل قدر است نشنیده ام ولی تا جائیکه از نوشته ها ی رفقای عزیز رحمت اله روان، عبدالوکیل کوچی، نبی عظيمی وانور فرزام وديگران بادلایل مستند تاریخی در سايت های اصالت ومشعل ارايه گرديده غیر قابل تصور از محترم لایق صاحب است که در حصه رهبر عزیز ما متوفی ببرک کارمل عزیز صحبت نموده و صحبت های محترم لایق صاحب را خوب بیاد دارم که میگفت : "دشمن میکوشد که مغز را فلچ بسازدتا بدنه از بین برود ومغذ حزب رهبر حزب رفیق ببرک کار مل است که باید مواظبت شود "و حالا خودش به چنین کاری دست زده که رهبر حزب در قید حیات نیست ودر انسجام ووحدت حزب هیچگونه کمکی نخواهد کرد بلکه با چنين حرکات ناموزون در حقيقت اختلافات
.درونی حزبی را به سود مخالفان ومنافقان دامن خواهد زد
بگذار مداحان تلويزيون های فرمايشی 24 ساعته از لاس انجلس تا کابل آنچه ميخواهند بگويند، گلو پاره کنند،نعره کشند، فرياد واويلا کنند، آفتاب بدو انگشت پنهان نميشود، آنچه عيان است ضرورت به بيان ندارد، نهضت های ملی ومترقی به
.پيش ميرود ودغلکاران غافل از آنند که چرخ تاريخ را کسی نميتواند به عقب بگشاند
انجنیر جمشیدی

Saturday, September 20, 2008

٨٠ مین سال روزتولد

بمناسبت٨٠ مین سالگردشادروان ببرک کارمل عزیز
پیام حمایت، پشتیبانی و همکاری
رفقای عزیز و گرامی دست اندرکاران سایت
«اصالت»
از تجلیل و گرامی داشت ٨٠ مین سالروز تولد شادروان ببرک کارمل عزیز، شخصیتِ باتقوا، مبتکر، انقلابی، انترناسیونالیست، وفادار به ارزش های انسانی و مبارز خستگی ناپذیر جامعه بین المللی، قلباً حمایت و پشتیبانی خودرا اعلام میکنم، در پیاده نمودن نجات توده های ملیونی از زیر یوغ استبداد، استثمار و استعمار امپریالیزم بین المللی و شرکای جرمی آن در افغانستان همکاری و همیاری نموده برای شما رفقای عزیز نیز در این راستا پیروزی ها و موفقیت های بزرگی را آرزو میکنم
از تمام اعضای صدیق ح.د.خ.ا. و فرزندان اصیل آن، دوستان و شخصیت های ملی جامعه ما افغانستان
خانه مشترک تمام اقوام کشور آزادگان و معتقد به راه خوشبختی و دموکراسی و نیل به اهداف
غائی، مبرا از هرنوع بیعدالتی های اجتماعی با اتحاد و همبستگی تمام نیرو های
سیاسی کشور، صمیمانه تقاضا مینمایم تا متشکل شده، راه نجات مردم درین مقطع زمانی
از چنگ جنایت کاران تاریخ جستجو و عملکرد آن ارواح گذشته گان مارا خوشنود
و رسالت تاریخی و دین وطنی خود را ایفا نموده باشیم
روح گرامی فرزند صدیق مردم افغانستان، زنده یاد ببرک کارمل عزیز شاد باد
دست های توانا، با انرجی و پُربار شما فرزندان اصیل (ح.د.خ.ا.) را که ابتکار و افتخار میآفرینید
سخت می فشارم و سپاسگذارم
انجینیر جمشیدی

Sunday, September 14, 2008

کارل مارکس (Karel Marx)

Karel Marx

یکصدونود مین سالگشت تولد کارل مارکس
پنجم ماه می٢٠٠٨مصادف با١٩٠مین سالگشت
تولد کارل مارکس،آموزگار بزرگ طبقه کارگرو مردم زحمتکش جهان بود
کارل مارکس، فیلسوف، دانشمند علوم اجتماعی، تاریخ دان
و انقلابی، بدون شک با نفوذ ترین و موثرترین متفکراجتماعی
است که در قرن 19 پا به عرصه وجود گذاشت
ایده های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مارکس در 150 سال گذشته جهان را تغیر داده
و در گستره وسیعی به قوه محرکه جنبش های اجتماعی مبدل شده است
به مناسبت سالگشت تولد مارکس طبق سنت هر ساله، در روز 2 1 می
مراسمی بر مزار مارکس در گورستان ”های گیت“ در شمال لندن برگزار شد
در این مراسم نمایندگان شماری از احزاب کمونیست کارگری جهان
و از جمله حزب توده ایران به دعوت حزب کمونیست انگلیس حضور داشتند
رفیق كارولوس ويمر، عضو هیئت سیاسی حزب برادر و عضو پارلمان
ونزوئلا، به مثابه سخنران اصلی این بزرگداشت در سخنرانی خود
در رابطه با مسائل بین المللی، اظهار داشت
باعث خوشحالی من است كه با شما در باره 160 مين سالگرد مانيفست حزب کمونست
و اهمیت آن برای مبارزه ای كه در آمريكای لاتين در جريان است صحبت كنم
قيام عليه هژمونی آمريكا بر آمريكای لاتين در سالهای
آغازين قرن 21، نقطه عطفی تاريخی است. آمريكای لاتين با تلاش در راه رهائی
از قرن ها تسلط امپرياليسم، از استقلال خود دفاع می كند
جدی بودن اين تهديد عليه قدرت آمريكا، توجه واشنگتن را بطور روز افزونی
به خود جلب كرده است. به احتمال زياد قرن 21 به عنوان قرن ضد-امپرياليستی
شناخته خواهد شد، و عدم تحمل فزاينده امپرياليسم رو به زوال آمريكا مشخصه آن است.
گرايش به چپ در آمريكای لاتين، كه نقش آمريكا را در آمريكای جنوبی متزلزل ساخته، می تواند
نمونه كوچكی باشد از آنچه می توان در سراسر جهان انتظار داشت ، و از مقاومت
در مقابل ماشين جنگی آمريكا در عراق نيز مهمتر است
آمريكای لاتين، به ويژه، جمهوری بوليواری ونزوئلا با پذيرش ميراث كارل ماركس
و فردريك انگلس و رهبران انقلابی سياسی خود مانند سيمون بوليوار
و فردريك ميراندا، برای يك جامعه نوين بر پايه عدالت اجتماعی، صلح
و برای سوسياليسم مبارزه می كند. من مطمئن هستم كه تجربه آمريكای لاتين
بسيار پربار خواهد بود و نتيجه آن به تمام مردم و كارگران فكری و يدی كمك خواهد كرد
تا با تمام قدرت خود مبارزه عليه سرمايه داری را در اشكال كهنه و نوين آن تشديد بخشند
آمريكای لاتين ثابت می‌كند كه اثر فراموش نشدنی كارل ماركس اهميت و ضرورت معاصر خود را
از دست نداده است.با وجوديكه بعد از 1989، پايان تاريخ اعلام شده بود، اما، تاريخ اخير
در ونزوئلا و ساير كشورهای آمريكای لاتين
مانند برزيل، بوليوی، اكوادور، نيكاراگوئه، اوروگوئه، آرژانتين
و پاراگوئه نشان می دهد كه ماترياليسم ديالكتيك و تاريخی
هميشه و در تمام كشورها علمی و واقعی می‌باشند.
از سوی ديگر سوسيايسم در كره، كوبا، چين، لائوس و ويتنام به پيش می رود.
تبلور آن تحت الهام كارل ماركس اشكال گوناگونی به خود می گيرد و آن دليل عينی است
بر اينكه انقلاب ضد-سرمايه داری و ضد-امپرياليستی همچنان در قرن 21 در كمال پويائی
به پيش می رود. در حقيقت، بعد از 1989، نه تنها سوسياليسم در
بخش اعظمی از دنيا انكار شد
بلكه اكثريت عظيم نوع بشر لذت صلح و امنيت را از دست داد.طبيعتا، در چنين
شرايطی، حضور احزاب كمونيست و كارگری، در كنار ساير سازمان های مترقی
و انقلابی، همانند گذشته ضروری است. از سوی ديگر، اتحاد تمام نيروهای انقلابی
برای مبارزه ضد-امپرياليستی ما حياتی است.و آمريكای لاتين يك نمونه مهم و موفق را
ارائه می دهد. در ونزوئلا، ما ساختار يك اتحاد ضد-سرمايه داری و ضد-امپرياليستی را
با شركت؛ حزب سوسياليست نوين، حزب كمونيست ونزوئلا و ساير
سازمان های سياسی آغاز كرده ايم. در آمريكای لاتين به مثابه يك كل، نيز اتحاد
در حال پيشرفت است. كشورهای هر چه بيشتری در
”آلبا“ (آلترناتيو بوليواری برای آمريكای لاتين) شركت می كنند.
به دنبال كوبا و ونزوئلا كشورهای بوليوی، اكوادور و نيكاراگوئه به ”آلبا“ پيوستند،
در آينده ای نزديك پاراگوئه نيز به آنها خواهد پيوست. واقعيت تاريخی به ما می گويد
كه اصول ماركسيسم شرطی حياتی است برای موفقيت مبارزه نوع بشر
عليه فقر و دستيابی به يك زندگی بهتر برای همه ، كه تنها در يك جامعه سوسياليستی رها
از اشتباهات قرن 20 اما آبديده با تجربه غنی آن امكان پذير است. ما امريكای جنوبی ها
خوشحاليم از اينكه تصميم گرفتيد امسال به منطقه ما توجه كنيد.سرمايه داری ماهيت انسانی را
نفی می كند و می تواند بسياری را كه در شرايط فقر آميز بسر میبرند را
به ياس و نا اميدی بكشاند
تجربه های گذشته به ما می اموزند كه تحول انقلابی بصورت مكانيكی اتفاق نخواهد افتاد
تحول انقلابی تنها بر پايه تصميم آگاهانه مبنی بر درك ماركسيستی كه سرمايه داری بانی
خطای ساختاری در جامعه بشری است، به وقوع خواهد پيوست. هيچ جامعه ای در دنيا
نمی تواند خود را از پی آمدهای منفی سرمايه داری، بدون اعمال تئوری و عمل آموزش
ماركس، دور نگهدارد. بدين قرار، به منظور عقب راندن موفق مرزهای سرمايه داری،
همه ما احتياج داريم كه بسياری از درس هائی را كه از طريق مبارزه مردم و طبقه كارگر
در كشورهايمان و از انقلابيونی مانند كارل ماركس، فردريك انگلس، ولاديمير ايليچ لنين،
سيمون بوليوار از ونزوئلا، مارتی از كوبا، مارياتگوئی از پرو، ساندينو از نيكاراگوئه و
بسياری ديگر آموخته ايم بكار ببريم
بنابر اين رفقا، به پيش به سوی آخرين نبردانترناسيونا ل ا تحاد نوع بشر

رفیق محمود بریالی




مبارز راه بهروزی توده های زحمتکش افغانستان دیده بر جهان فرو بست

شخصیتی انسان دوست و دانشمند، مبارزی خستگی ناپذیر و وفادار به امر مردم و زحمتکشان افغانستان، در 14آذر ماه 1385 پس از ماه ها بیماری جانکاه در بیمارستانی در آلمان دیده بر جهان فرو بست. رفیق محمود بریالی فارغ التحصیل اقتصاد بین المللی از دانشگاه مسکو بود. وی در بازگشت به میهن نقش فعالی در ساختن جامعه ای ترقی خواه و آزادی دوست و عدالت پرور به عهده گرفت و در مبارزه با تسلط واپس گرایی و بیگانگان بر کشور از هیچ کوششی فرو گذار نکرد
نقش برجسته رفیق محمود بریالی در خدمت به خلق محروم و زحمتکش افغانستان احترام و محبت ویژه ای را نزد مردم زحمتکش افعانستان و رفقا و دوستانش پدید آورده است.یاد و خاطره تلاش های ارزشمند رفیق بریالی در خدمت به محرومان جامعه، در راه پی ریزی مبانی دموکراسی و ایجاد جامعه ای آزاد و آباد در میهن رنچدیده اش از صمیمی ترین نمونه های تاریخ است
ما این ضایعه دردناک را به خانواده، رفقا و دوستان رفیق بریالی صمیمانه تسلیت می گوئیم.یادش گرامی باد
دبیر خانه حزب توده ایران 18 آذر ماه 1385